نمی دانست که بی او هیچم
تاريخ: شنبه 26 مرداد1387 ساعت :6:39 PM
آن یار که عهد دوستداری بشکست
می رفت و منش گرفته دامن در دست
می گفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست
تاريخ: یکشنبه 13 مرداد1387 ساعت :6:57 PM
سلام
سلام
سلام به بارانی که خواهد بارید
خواهد بارید تا نگذارد یادش فراموش شود
یادی که با یاد از آن به باران عشق میرسم
گلی همچون تو
تاريخ: یکشنبه 13 مرداد1387 ساعت :6:40 PM
(( گریه کردم اشک بر دلم مرحم نشد
ناله کردم ذره ای از دردهایم کم نشد
در گلستان بوی گل بسیار بوییدم
ولی از هزاران گل،گلی همچون تو پیدا نشد ))
سهیلا
تاريخ: یکشنبه 13 مرداد1387 ساعت :6:37 PM
(( مثل نسیم بیا و قدم بگذار
در کوچه های منتظر چشمان من
آخر هوای کوچه تو را آه می کشد ))

