به که باید دل داد ؟
به یکی نغمه ی شاد ؟به نسیم گذرا ؟
به گلِ اطلسی و یاس سپید ؟
به که باید پیوست ؟
به عبور گل سرخ ؟ یا به تکرار نگاه ؟
یا صدای نفس چلچله ها ؟ یا به یک برگ خزان دیده ی سرد ؟
به یکی رود زلال ؟ یا به یک رشته ی پیچیده ی کوه ؟
یا به یک کوچ پر از عشق پرستوی قشنگ ؟
به که باید خندید ؟
به نگاه تر یک پروانه ؟
یا به یک شعله ی مستانه ی شمع ؟
زندگی شیرین است!
زندگی فرصت یک سجده به دستان خداست.
زندگی آب روانی است خنک بر تن عریان چنار.
زندگی حس تماشای تن بید از این پنجره هاست.
زندگی حس سکوت است در یک خانه ی دنج!
زندگی تار قدیمی است که بر گوشه ی دیوار من آویزان است.
زندگی قطره ی اشکی ست که در چشم شقایق جاریست.
زندگی شیرین است.
زندگی فاجعه نیست.
زندگی نیست بلا.
(( ماهي شده بود باورش, تور اگه بندازن سرش ,
ميشه عروس ماهيا,شاه ماهي ميشه همسرش,
ماهيه باورش نبود ,تور اگه بندازن سرش ,
نگاه گرم ماهيگير ميشه نگاه آخرش ))
وقتی که دلتنگی حرف نگاهت بود
در فصل رویا
تا شعر هر قصه
سهم تو از دنیا بخت سیاهت بود
سلام
اینم پروژه و گزارش کارآموزی خودم
عنوان پروژه : تجهیزات پستهای فشار قوی
گزارش کارآموزی : تعمیر ونگهداری ماشین آلات خط تولید
لینک دانلود :
( http://www.4shared.com/dir/8135370/d9d7153d/sharing.html )
///// باز شکست /////
///// باز بی راهه /////
/////باز درد دوری/////
..... باز دلم باران میخواد .....

در سکوتم شوق فریاد تو بود
رفتی اما در خزان سینه ام
بوی عطر دست شمشاد تو بود ))

![]()
![]()
![]()
![]()
به باران برسيم ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
يا من برسم به يار يا يار به من يا هر دو بميريم و به پايان برسيم ))
می دانم با بارش بعدی باران هم خواهی رفت ))

ای مهربان نور چشمانت را برایم خاموش مكن،
ای مهربان من سوخته ام از این شرار عشق،
تو مرا دریاب خرقه پوش از این باران عشق شدم ،
تو مرا دریاب قفل سنگین قلبت را برایم باز كن،
ای نازنین شعر سپید عشقت را برایم آغاز كن. ))
هنوز هم تصویر چشمانت مقابل چشمانم تکرار می شود ....
بعضی وقتها احساس میکنم در کنارمی ، دستانت را گرفته ام و بر گونه مهربانت بوسه میزنم.....
گاه احساس می کنم در کنارم قدم میزنی و من نیز برایت ترانه عاشقانه میخوانم......
هنوز هم چهره مهربانت در مقابلم است ، و خاطره های با تو بودن در ذهنم تکرار می شود
بعضی وقتها گرمی آن دستان مهربانت را احساس می کنم ، اما وقتی میبینم که همه یک
خواب و رویا است دستانم سرد سرد می شوند و قطره های اشک از چشمانم می ریزند ..........

محبت و الطاف داور است بهر صفا و لطف خـــــــــــدا
عشق مظهر است
بعد از خـــــــدا به سجده بوَد زآنکه مادر است ))

