زندگی فرصت یک سجده به دستان خداست.
زندگی آب روانی است خنک بر تن عریان چنار.
زندگی حس تماشای تن بید از این پنجره هاست.
زندگی حس سکوت است در یک خانه ی دنج!
زندگی تار قدیمی ست که بر گوشه ی دیوار من آویزان است.
زندگی قطره ی اشکی ست که در چشم شقایق جاریست.
زندگی شیرین است.
زندگی فاجعه نیست.
زندگی بوی خاک باران دیده است .
تو رو به اشکمون قسم من و چشم به در نذار
وقت رفتنت نبود خداحافظ عشق من
ببخش روی نامه هام باز چکیده بارون اشک من ))
همیشه بودن کسایی که بهم بگن عشق یعنی زندگی...
میگفتن اگه عاشق نشی یعنی زندگی نکردی... .... ولی ....
بهم نگفتن اگه اسیر یکی بشی دلت میسوزه...
بهم نگفتن اگه با چشاش نگات کرد انگار تموم جونیتو به آتیش
میکشن... بهم نگفتن اگه تموم روز ببینیش بازم دلتنگش میشی...
بهم نگفتن ممکنه یه روز بذاره بره... ... بهم نگفتن...
نگفتن که تو پشت سرش اشک میریزی ولی اون بی اعتنا میره...
نگفتن تو دیوونش میشی ولی
چشمهای ملتهب را می گذاری می روی
آن اوایل بهترک بودی و کم کم رو شدی
لیلیت را بی محابا می گذاری می روی ))
هر کسی را آنچه لایق بود داد
ار توانا بینی ار کوتاه دست
هر کسی را آنچنان باید که هست
آنکه مسکین است اگر قادر شود
بس خیانت ها کزو صادر شود
گربه محروم اگر پر داشتی
تخم گنجشک از زمین بر داشتی ))
براي مقصدي معلوم و روشن
مهم پرواز سوي بي كران هاست
چه فرق ميكند با غير يا من ))


